تبليغاتX
Daisypath Ticker زندگی من - مریم گلیییی و یورو 2008

سلام...

اين چند روز حسابي خوابيدم. به قول بابا مثل يه خرس. صبح تا عصر خواب تشريف داشتيم و عصر تا دم صبح بيدار و مشغول تماشاي فوتبال و فيلم ترسناك. خلاصه كلام كلي فيض برديم در اين دو روز تعطيلي. از آقاي جوجو هم زياد خبر نداشتيم. پنجشنبه عصر قرار بود برم علي‌بن‌مهزيار ولي چون خانواده دايي عزيز آمدن منزلمان براي زيارت قبولي مامان مجبور شديم كه در منزل بمانيم.

آخ چقدر مزه داد فوتبال دیروز و دیشب. تیمهای محبوبم (هلند و رومانی) جلو دو تیم قدرتمند جهان یعنی فرانسه و ایتالیا برنده شدن. البته رومانی مساوی کرد ولی خیلی بازی قشنگی بود. بخصوص بازی هلند و فرانسه که محشر بود. کلی جیغ زدم. داداشی و لودی هم کلی اعصابشون خراب شده بود. خلاصه در کل بسیار خرسند و شادمان گشتیم. به امید قهرمانی هلند...

آخ که دیروز مردم از خنده. دیشب بحث سر بازیهای جام ملتهای اروپا بود. ییهو آبجی دومی با جدیت بسیار گفت بچه ها گفتن اتفاقات عجیبی امسال تو بازیهای بوندس لیگا می افته. من چشمام شیش تا شد و گفتم بازیهای چی چی؟ گفت بوندس لیگا. ییهو زدم زیر خنده و گفتم آی کیو بوندس لیگا لیگ آلمانه. این بازیها بازیهای یورو ۲۰۰۸ هستش. اونم برای اینکه کم نیاره گفت خوب حالا مگه چیه؟ هر دو تا مال خارج از کشوره...

يه خبر بد دارم و اون اينكه شايد تا مدتي نتونم بيام نت. البته نه اينكه اصلا نيام. ميام ولي كمتر از قبل. چون اوضاع چشمام خيلي بهم ريخته و فك مي‌كنم شماره چشمام برگشته و عملي كه انجام دادم فايده نداشته و بايد يا لنز بكارم يا عينك بزنم. فردا با مراجعه به پزشك مربوطه همه چيز معلوم مي‌شه. برام دعا كنين. بهتون سر مي‌زنم. قول مي‌دم. مواظب به خودتون باشيد...

دوستت دارم گل باغ زندگيم...

پ.ن: دلم گريه ميخواد. از پنجشنبه كه جريان رفتن به دبي رو با آقاي جوجو مطرح كردم كلي از دستم ناراحته و باهام چپ شده و كمتر بهم زنگ مي‌زنه. كاش مي‌شد يه جاي آروم و تنها پيدا مي‌كردم و كلي اشك مي‌ريختم. اما حيف كه نيست...

پ.ن۱: خدا جوونم مرسی از اینکه این همه دوست خوب بهم دادی. ممنونم از این لطف بزرگت...

پ.ن۲: دیروز رفتم دکی واسه چشمام. عفونت شدید. شماره اشون هم رفته بالا. هم لنز داد و هم عینک. خدا آخر عاقبت ما رو بخیر کنه...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:3 توسط .:. مریم گلییییی .:.