تبليغاتX
Daisypath Ticker زندگی من - مريم گليييي تنها...

سلام...

ديروز دعواي سختي با جوجو كردم. البته مقصر خودم بودم. عزم رو جزم كردم تا به قول گلشن روی نروش هفت سنگ بازی کنم و اعصابش رو به هم بريزم و همينطور هم شد و عاقبت اعصاب خودم هم بهم ريخت. بعد از ظهر طرفاي ساعت شيش و نيم با آژانس رفتم بازار و خريد كردم. واسه بچه‌هام يه گلدون مخصوص خريدم. قشنگه. اما تعداد بچه‌هام كمن و بايد بيشترشون كنم. خلاصه بعد از كلي جنگ و دعوا خودش زنگوليد و آشتي كرد.

از فردا به مدت 5 روز اداره تعطيله. اينم از خير سر مملكت ما و دولت احمدي‌نژاد. جوجو كلي فيلم واسم آورده تا اين چند روز تعطيلات رو سرگرم باشم. دلم براي مامانم تنگيده. نمي‌دونم چيكار بايد بكنم. توي خونه هم حسابي كار دارم. بايد لباساي بابا رو بندازم توي ماشين. جارو بزنم و گردگيري كنم. از اونطرف هم بايد غذاي خانواده رو تأمين كنم. خدايا بهم صبر بده...

نمي‌دونم چرا اين روزا حرفام كم شده. شايد مال خستگي زياد فكر و روح و جسمه. برام دعا كنين.

با اينكه ديروز خيلي دلمو شكوندي ولي هنوز هم دوستت دارم گل باغ زندگيم...

پ.ن: پودر ماشین. چای. همینطور قیمتا داره میره بالا. سگ تو روح احمدی نژاد و جمهوری اسلامی..

پ.ن۱: با امروز دو روزه که یکی زنگ میزنه سر تلفن اداره و برام ترانه های شکیلا رو میذاره. باز هم یادآوری گذشته و به یاد آوردن تو. اما تو که تلفن اداره جدیدمو نداری. پس این کیه که اینکارو باهام میکنه و اجازه نمیده فراموشت کنم؟

پ.ن۲: سفارش ميكنم فيلم سوني تاد جاني دپ رو حتما نگاه كنين. خيلي خفنه...




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:2 توسط .:. مریم گلییییی .:.