تبليغاتX
Daisypath Ticker زندگی من

سلام...

فردا آخرین روز سال ۸۷ هست که میام اداره. اومدم پیشاپیش عید رو تبریک بگم. امیدوارم سالی سرشار از موفقیت. تندرستی و شادابی رو پیش رو داشته باشین. سر سفره وقت تحویل سال منو از دعای خوبتون محروم نکنین. دوستتون دارم...

دوباره عید. دوباره خرید عیدی. کمک کنین بگین واسه عیدی افراد خانواده چی بخرم؟

ننه امروز نوبت دکی داشت و مامان و بابا بردنش تا ببینن دکی چی میگه بهش؟! مثل اینکه واسش فیزیوتراپی نوشته و کل قرصاشو عوض کرده. امیدوارم زودی خوب بشه...

موهامو هایلایت زیتونی کردم. همه میگن قشنگ شده اما خودم خوشم نیومد...

عصر میخوام برم بازار و یه گشتی بزنم و اگه شد از سلمان فارسی یه شلوار جین بخرم. ببینیم چی پیش میاد...

اگه شما یه طوطی داشتین اسمشو چی چی میذاشتین؟

پ.ن: چهارشنبه سوری خوش گذشت آیا؟ من تا ساعت ۹ بازار بودم و بعد رفتم زیتون کارمندی که اونجا حسابی کولاک کرده بودن بروبچز. بعد هم خسته و کوفته رفتم خونه و دیگه حس پریدن از رو آتیش رو نداشتم و عین یه خرس چاق گرفتم خوابیدم...

پ.ن۱: آقای خاتمی هم  که از کاندیداتوری استعفا داد. ضد حال بدی بود آخر سالی...




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 14:17 توسط .:. مریم گلییییی .:.


سلام...

اوضاع احوال خونه ما خيلي بد شده. اصلا انگار نه انگار كه قراره عيد بياد. هيچكس حال و حوصله تميزكاري رو نداره. صبح تا شب كارمون شده مريض‌داري و مهمان‌داري. وضعيت جسماني ننه روز به روز داره بدتر مي‌شه. نمي‌دونم چه حكمتي تو كار خداست كه اين بلا رو سر ننه آورده. تمام مشكلات يكطرف بردن دستشوئي يكطرف. خودش كه راه نمي‌ره بايد با ويلچر ببريمش تا دم درب دستشوئي و بعد بابا بغلش كنه بذارش رو توالت‌ فرنگي. خيلي مشكل شده. امسال كلاً سال خوبي بود برام. اما اين ماههاي آخر خيلي بد بود. براي شفاي ننه دعا كنين. دوستتون دارم دوست جوونام...

آخرين معشوق

با من بگو از عشق
اي آخرين معشوق
کي براي رسوايي
دنبال بهونه ام 

با بوسه اي آروم
خوابم رو دزديدي
تو شدي تعبير
روياي شبو نه ام

من تو نگاه تو
دنيامو ميبينم
فرداي شيرينم
نازنين من

چشماي تو
افسانه نيست
که تمومه خواب و خيالم بود
تقدير من
عشق تو شد
که هميشه فکر محالم بود

شبهاي تنهايي همرنگه گيسوته
آغوشتو واکن بانوي مهتابي
داواپسي هامو
با خنده اي کم کن
که تويي پايان
ترديد و بيتابي

من تو نگاه تو
دنيامو ميبينم
فرداي شيرينم
نازنين من

چشماي تو
افسانه نيست
که تمومه خواب و خيالم بود
تقدير من
عشق تو شد
که هميشه فکر محالم بود

جينگيلي خاله        

اخم ني‌ني        

                       




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 8:45 توسط .:. مریم گلییییی .:.


سلام...

بعد از دو هفته دوري از وطن (منظور همين اهواز خودمونه) بالاخره برگشتم. در كل سفر خيلي مزخرفي بود. البته به جز ورود ني‌ني خاله به اين دنيا و رفتن من به خونه سوري جوونم. ني‌ني‌ خاله شنبه ۱۰ اسفند ۸۷ در ساعت ۲۰:۱۰ شب در بيمارستان قائم كرج به دنيا اومد و اسمش  هم نيكا شد. قرار شد عكس ني‌ني خاله رو بذارم. اينم عكس...

عصر مي‌خوام برم موهامو هاي‌لايت كنم. اما نمي‌دونم چه رنگي؟!! شما راهنمايي كنين...

اوضاع ننه روز به روز بدتر مي‌شه. الان هم كاملا توي جا افتاده و حتي راه‌ رفتنش هم مختل شده و با ويلچر جابه‌جا مي‌شه. همچنان التماس دعا دارم از شما دوستاي نازنينم...

از كساني كه تو اين مدت تنهام نذاشتن به بلاگم سر زدن ممنونم...

پ.ن: سفارش مي‌كنم اين ترانه‌ها رو دانلود كنين: آخرين معشوق       خاطره

     

     

     




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 10:16 توسط .:. مریم گلییییی .:.


سلام...

امروز عصر ساعت 18:35 به اميد خدا راهي كرج مي‌شم و دو هفته اونجا هستم. دلم واسه همه تنگ مي‌شه. ني‌ني خاله هنوز به دنيا نيومده و به قول مامان چشم انتظار ورود خاله‌خانومشه. دكي به آجي گفته اگه تا جمعه درد زايمان نداشتي شنبه صبح بره بيمارستان تا بستري بشه و ظهر سزارينش كنن. ديگه توكلمون به خداست. شما هم براي آجي من دعا كنين تا به سلامتي فارغ بشه...

نمي‌دونين وقتي به درگاه خدا پناه ميارم و از اون كمك مي‌خوام و وقتي دعاهام مستجاب مي‌شه و به قول معروف از اوس كريم اوكي مي‌گيرم چقدر خوشحال مي‌شم. خيلي مزه مي‌ده كه دعاهات مستجاب بشه و بعد اطرافيانت تو رو يه آدم خوش قلب و دل پاك بدونن و بخاطر دعاهايي كه كردي كلي ازت تشكر كنن. دقيقاً اين اتفاق روز پنجشنبه واسم افتاد و كلي ذوقمرگ شدم. كاش مي‌شد جريان رو اينجا تعريف كنم. اما شرمنده كه نمي‌تونم. فقط مي‌گم اوس كريم ما چاكرتيم

حرفي نيست. منتظر بازگشتم از سفر باشيد. قول مي‌دم كلي عكس از ني‌ني خاله بيارم..




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 8:3 توسط .:. مریم گلییییی .:.


سلام...

نتونستم تحمل كنم و دوباره اومدم تا قبل از سفر باز هم يه چيزايي بنويسم.

من نمي‌دونم خدا چه غضبي كرده با ما كه اين همه ما رو خاك تو سر مي‌كنه؟! الان دو روزه كه هوا افتضاح شده و از بس خاكيه نمي‌تونيم نفس بگشيم. يكي از بچه‌ها گفته احمدي‌نژاد گفته خوش به حال مردم خوزستان كه خاك كربلا بر سرشون مي‌ريزه. آخه يكي نيست بگه خاك تو سر شدن و مريضي گرفتن خوش به حالتون داره؟ شما كه اونجا نشستين و نفستون از جاي گرم در مياد براي يك روز بياي ببينين مي‌تونين اين شرايط رو تحمل كنين؟ حالا يك روز نه براي يك ساعت، به خدا داريم مي‌ميريم. ديروز بخاطر اين هواي كثيف نرفتم بازار و كلي خريد دارم. اما امروز ديگه حتما بايد برم. چون اگه نرم ممكنه فردا هم هوا همينطور باشه و پس فردا هم كه قربون خدا برم تعطيله و بنده هم چهارشنبه دارم رفع زحمت مي‌كنم. شما بگين چيكار كنم؟؟!!

دوستت دارم خدا جووونم بخاطر اين همه لطفي كه به من داري...

 اين دو تا رو واسه ني‌ني‌ خاله خريدم. خوچگلن؟

نظرتونو راجع به اين عكس بگين!!

ديشب همش داشتم اين ترانه رو گوش مي‌دادم. وقتي گوشش مي‌دم منو به يه دنياي ديگه مي‌بره. پيشنها مي‌كنم حتماً دانلود كنين. اين و اين رو هم دوست مي‌دارم...

عجب رسميه رسم زمونه... روحت شاد و يادت گرامي...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 14:1 توسط .:. مریم گلییییی .:.


سلام...

اين هفته سرم حسابي شلوغه. كلي كار نكرده دارم. شايد اين آخرين پست قبل از سفرم باشه. دلم براتون تنگ مي‌شه. واسم دعا كنين مشكلاتم حل بشه. مواظب به خودتون باشيد...

پ.ن: بدبیاری پشت بدبیاری. خدایا دیگه بسه این همه مشکل و سختی. خسته شدم...

پ.ن۱: برمیگردم با یه عالمه عکس از نی نی خاله...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 10:59 توسط .:. مریم گلییییی .:.