صفحه اول
ارتباط با من
بايگاني مطالب وبلاگ
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
همــراز؛ طـراح قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا خيلي خستهام
. از صبح تا حالا دارم كار انجام ميدم
. به خدا از بس نامه تايپ كردم دستم درد ميكنه
. چيكار كنم![]()
؟؟!!
ديشب تو اتاقم دراز كشيده بودم و تقويمو زير و رو ميكردم
تا تاريخ مورد نظر براي رفتن و برگشتن به كرجو به بابا بدم تا براي خودم و لودي بليط بگيره
. اگه خدا خواست و گوش شيطون كر
قرار شد تاريخ رفتمون ۰۷/۱۲/۸۷ و برگشت ۲۲/۱۲/۸۷ باشه
. هنوز مشخص نيست كاملاً ولي احتمالا همين تاريخه
...
به خواب شديد نياز دارم![]()
![]()
![]()
...
پ.ن: خبردار شدم كه به زودي (اسفند ماه) شركت نفت آزمون استخدامي داره
. بايد خودمو براي آزمون آماده كنم
. با اين اوصاف تاريخ سفر اندكي جا به جا خواهد شد
. برام دعا كنين![]()
. اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي ثبتنام و زمان برگزاري آزمون نوزدهم بهمن در سايت شركت نفت يا شانا اعلام ميشه
. بعدا آدرس سايت رو براتون ميذارم
تا اونايي كه ميخوان شركت كنن برن و اطلاعات كسب كنند
. حالا هي بگين مريم گلييي بده
...
پ.ن۱: خدایا شکرت بخاطر این رحمت الهی
. باز هم ببار
. ما بارون میخوایم![]()
...
امروز كارم وحشتناك زياد بود
. خيلي خسته شدم
. احتياج به يه خواب چندين ساعته دارم
. گفتم خواب يادم اومد بهتون بگم اينو حتما دانلود كنين
. براي من همهاش خاطرهست
. اميدوارم خوشتون بياد
...
امروز تو نت ميگشتم كه اين مطلب منو به خودش جذب كرد و كنجكاو شدم كه بخونمش
. وقتي خوندم گفتم بذارم اينجا شما هم بخونيد و بفهميد توي مملكت ما چي ميگذره
؟ مردم خودمون واجبترند يا مردم كشورهاي ديگه مثل غزه و لبنان و ...
چرا كسي به فكر مردم نيست![]()
؟
اين بازيگر پيشكسوت سينما و تئاتر ايران كه به گفتهي خودش از يك ماه گذشته در آسايشگاه سالمندان بهسر ميبرد، در ديدار گروه هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كه به مناسبت «روز مادر» انجام شد، گلايهمند بود از اينكه به او گفتهاند، براي ده، بيست روز به آنجا ميبريمت تا حوصلهات سر نرود. اما ميگويد: آمديم و ديگر ماندگار شديم.
او از خانوادهاش، همسر و فرزندانش كه درگذشتهاند، ياد ميكند و تنها از برادرزادهاي كه او هم به دنبال زندگي خودش است، نام برد.
اين بازيگر پيشكسوت از خانهاش هم ياد ميكند: «هيچجا خونهي خود آدم نميشه؛ اما به من گفتن براي خرج مريضي، اونو فروختن.»
مهرنيا گلايهمند است از اينكه هيچ يك از بازيگران و مسؤولين سراغي از او نميگيرند و ادامه ميدهد: تا سر پايي و ميتواني كاري انجام بدهي، همه مريدت هستند و همه تو را ميخواهند، اما وقتي از دست و پا افتادي، ديگر هيچكس نگاهت هم نميكند.
وي كه سابقه بازي در بيش از 60 فيلم و گرفتن سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم براي بازي در فيلم «تنوره ديو» از چهارمين جشنواره فيلم فجر را دارد، ميگويد: خيلي وقتها دلم تنگ شده كارهايم را ببينم و يا حتي كارهاي ديگران را؛ اما نميشود و حتي آخرين فيلم خودم «ازدواج به سبك ايراني» را هم فقط اوايلش را ديدم.
او ادامه ميدهد: وقتي الان كسي نيست كه حالم را بپرسد، چرا بايد از گذشتهام راضي باشم؟!
مهري مهرنيا در آسايشگاه سالمندان دلتنگ است
مهري مهرنيا ميگويد: «هيچكس سراغمون نميياد و نميپرسند زندهايم يا مرده.»
اين بازيگر پيشكسوت سينما و تئاتر ايران كه به گفتهي خودش از يك ماه گذشته در آسايشگاه سالمندان بهسر ميبرد، در ديدار گروه هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كه به مناسبت «روز مادر» انجام شد، گلايهمند بود از اينكه به او گفتهاند، براي ده، بيست روز به آنجا ميبريمت تا حوصلهات سر نرود. اما ميگويد: آمديم و ديگر ماندگار شديم.
او از خانوادهاش، همسر و فرزندانش كه درگذشتهاند، ياد ميكند و تنها از برادرزادهاي كه او به هم به دنبال زندگي خودش است، نام برد.
اين بازيگر پيشكسوت از خانهاش هم ياد ميكند: «هيچجا خونهي خود آدم نميشه؛ اما به من گفتن براي خرج مريضي، اونو فروختن.»
مهرنيا گلايهمند است از اينكه هيچ يك از بازيگران و مسؤولين سراغي از او نميگيرند و ادامه ميدهد: تا سر پايي و ميتواني كاري انجام بدهي، همه مريدت هستند و همه تو را ميخواهند، اما وقتي از دست و پا افتادي، ديگر هيچكس نگاهت هم نميكند.
وي كه سابقه بازي در بيش از 60 فيلم و گرفتن سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم براي بازي در فيلم «تنوره ديو» از چهارمين جشنواره فيلم فجر را دارد، ميگويد: خيلي وقتها دلم تنگ شده كارهايم را ببينم و يا حتي كارهاي ديگران را؛ اما نميشود و حتي آخرين فيلم خودم «ازدواج به سبك ايراني» را هم فقط اوايلش را ديدم.
او ادامه ميدهد: وقتي الان كسي نيست كه حالم را بپرسد، چرا بايد از گذشتهام راضي باشم؟!
مهرنيا در ادامه سخنانش از پرسنل آسايشگاه و همچنين نوجواني به نام "سامان" بهخاطر رسيدگي به او تشكر ميكند.
به گزارش ايسنا، آبان ماه سال 85 بود كه گروه تئاتر نمايش «دنياي زنها»، جشن تولد 90سالگي او را گرفتند. اما ميگويد: در شناسنامه 1306 خورده است؛ اما كمتر هستم. وقتي بچه بودم، ميخواستند عقدم كنند و من قبول نميكردم. مرا به دفتر ثبت اسناد بردند و سنم را زياد كردند.
مهرنيا گلهمند است از بازيگري كه از مسؤولان آسايشگاه خواسته تا مراجعهكنندهها براي ديدار او نامه داشته باشد و تاكيد ميكند: كدامتان سراغ ما آمديد، كه حالا دستور هم ميدهيد؟!
از جمله آثار مهري مهرنيا ميتوان به «خشت و آينه»، «آرامش در حضور ديگران»، «شازده احتجاب»، «هيولاي درون»، «اتوبوس»، «دزد و نويسنده»، «جهيزيه براي رباب»، «خارج از محدوده»، «تنوره ديو»، «مسافران مهتاب»، «روز باشكوه»، «زمان از دست رفته»، «دمرل»، «روسري آبي»، «كلاه قرمزي و پسر خاله» و «ازدواج به سبك ايراني» اشاره كرد.
فقط ميتونم بگم متاسفم و بايد به حال اينان تأسف خورد![]()
![]()
![]()
...
سلام...![]()
چقدر به چشمزخم اعتقاد دارين؟![]()
![]()
![]()
پنجشنبه صبح مرگ رو تا نزديكي خودم احساس كردم
. همه چيز ترسناك بود
. خيلي اذيت شدم
. ديدين وقتي يه قسمت از بدن خواب ميره
چطور بيحس ميشه و گِزگِز ميكنه
؟ تمام بدنم همونطور شده بود
و عرق سرد رو تنم نشسته بود
. نفهميدم چطور خودمو انداختم تو تختم و تا عصر يه كله خوابيدم
. وقتي بيدار شدم حالم بهتر بود ولي از ضعف بدنم ميلرزيد
. با اصرار بابا و مامان رفتم درمانگاه و يه سرم زدم
و خدا رو شكر بهتر شدم
. ولي هنوز كه هنوزه احساس بدي دارم![]()
...
ديشب داشتم اينو گوش ميدادم
و اشك ميريختم
:
سلام ای غروب غریبانه دل![]()
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن![]()
سلام ای غم لحظه های جدایی![]()
خداحافظ ای شعر شبهای روشن![]()
خداحافظ ای شعر شبهای روشن![]()
خداحافظ ای قصه عاشقانه![]()
خداحافظ ای آبی روشن عشق![]()
خداحافظ ای عطر شعر شبانه![]()
خداحافظ ای همنشین همیشه![]()
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته![]()
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من![]()
تو را می سپارم به دلهای خسته![]()
تو را می سپارم به مینای مهتاب![]()
تو را می سپارم به دامان دریا![]()
اگر شب نشینم اگر شب شکسته![]()
تو را می سپارم به رویای فردا![]()
به شب می سپارم تو را تا نسوزد![]()
به دل می سپارم تو را تا نمیرد![]()
اگر چشمه واژه از غم نخشکد![]()
اگر روزگار این صدا را نگیرد![]()
خداحافظ ای برگ و بار دل من![]()
خداحافظ ای سایه سار همیشه![]()
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم![]()
خداحافظ ای نوبهار همیشه![]()
پ.ن: شعر بالا متن ترانه سلام آخر احسان خواجه اميري هست
. لينك دانلود رو بالا گذاشتم
. حتما دانلود كنين
. اميدوارم خوشتون بياد
...
پ.ن۱: ديگه حالم داره بهم ميخوره از اين سياست مزخرف
. اين چند روز همهاش صبح تا شب غزه. بسه ديگه بابا
. خسته شديم
...
پ.ن۲: آجي امروز نوبت دكي داشت
. دكي بهش گفت همه چيز نيني نرماله و قلبش كامل شده.
چون يه صداي ديگه به صداي ضربان قلبش اضافه شده
. بهش گفت نيني همون اسفند ماه به دنيا ميياد
. مامان خانونمي هم احتمالا ۱۵ بهمن بره كرج
. بنده هم به همراه لودي ۶ اسفند به كرج مراجعه مينماييم
. بيصبرانه منتظر اومدنتم نيني خاله![]()
![]()
...
يه سئوال دارم
و اون اينكه اگه تو محيط كارتون يه همكار داشته باشين كه خيلي بيفرهنگه
و از بوي بد لباسش حالتون بهم ميخوره![]()
چيكار ميكنين
؟ از رئيستون ميخواين بهش اعلام كنه؟ بهم كمك كنين!!![]()
پ.ن: قابل توجه دوستان باید عرض کنم که این همکارمون مرد هستش![]()
![]()
. من نمیتونم بهش چیزی بگم![]()
...
هر چي آرزوي خوبه مال تو...![]()
هر چي كه خاطره داري مال من...![]()
پ.ن۱: در به در دنبال ترانه احسان خواجه امیری میگردم که برای شهدای هواپیمای سی-۱۳۰ خونده
. کسی میدونه اسم آهنگش چیه
؟
پ.ن۲: به اين سايت سر بزنين
. بخصوص شما مامان رضوان
...
سلام...![]()
امروز صبح وقت اومدن به اداره توي ماشين داشتم راديو جوان گوش ميدادم
. يه خبر بود كه خيلي اعصابمو بهم ريخت
. مثل اينكه توي فرودگاه دبي از مسافراي ايراني بازجويي كردن و اونا رو انگشتنگاري كردن
و اين مسئله خيلي براي ايرانيا گرون تموم شده
و به قول معروف بهشون حسابي برخورده
و از راديو اعلام كردن كه از سفر به امارات خودداري كنن
!!! آخه يكي نيست به اينا بگه تو همين ايران خودمون وقتي ميخواي يه سينماي خشك و خالي بري
بايد اين همه بازجويي بشي
و كيفتو بگردن و كلي سينجيمت كنن
تا بتوني از گيت نگهباني رد بشي
. اونوقت تو فرودگاه يه كشور به اون عظمت نبايد اينكارا رو بكنن
؟ بابا ما خودمون هر روز صبح وقتي ميخوايم وارد محيط اداره بشيم كلي بازجويي ميشيم
، مايي كه هر روز صبح داريم ميريم و ميايم![]()
![]()
. حالم بهم ميخوره از همه چيز
...
فكر كن با اين همه ذوق و شوق بشيني
كل قسمتهاي جومونگ رو نيگاه كني
وقتي ميرسي به ديويدي يكي مونده به آخر
ميبيني نميتوني از قسمت 74 تا 77 رو ببيني
، چه حالي بهتون دست ميده
؟! زرشك
...
امروز سه روزه كه احساس قشنگي دارم
. به خودم اميدوار شدم
. احساس ميكنم اعتماد به نفسم خيلي بالا رفته
. احساس ميكنم ميتونم اوني باشم كه ديگران ازم انتظار دارن![]()
. احساس ميكنم ميتونم خوشبختي خودمو با ديگران تقسيم كنم
. احساس ميكنم خوشبختترين دختر روي زمينم
. حس قشنگيه اين احساس
. اميدوارم شما هم به اين حس برسين
...
عصر قراره برم واسه خريد سرويس بهداشتي نيني خاله![]()
. قربونش برم كه هنوز نيومده خونه ما رو پر از شور و حال كرده
. ديشب بابا يه حرفي زد كه مطمئن شدم از آقاجون شدنش احساس خوبي داره و از الان خودشو يه آقاجون مهربون ميدونه
. ديشب بابا رو به مامان گفت: ميگم چند وقت ديگه يه گوسفند بخريم
ول كنيم تو باغ تا واسه خودش بچره
و حسابي پروار بشه تا واسه عيد كه بچه (منظور همون نيني خاله هستش
) مياد خونريزي كنيم واسش
. من از تعجب داشتم شاخ درميوردم
و نيشم تا بناگوش باز بود![]()
...
خوابم مياد در حد بوندسليگا![]()
![]()
...
پ.ن: الان از امور اداري تماس گرفتن و گفتن ۱۵ و ۱۶ اسفند ماه سفر به جمكرانه
. هر كس ميخواد تا آخر وقت امروز اسمشو بده تا بذارن تو ليست
. خيلي دلم ميخواد برم
ولي بنده در اين تاريخ در كنار آبجي بزرگه و نيني خاله هستم![]()
![]()
![]()
...
پ.ن۱: از اول محرم تا ديشب كه چهاردهم بود سوره واقعه رو خوندم
. قبل از اينكه بخوابم از خدا خواستم توي خوابم بياد كه حاجتمو گرفتم
. ديشب خواب ديدم يكي از همكارام كه سيد هست
اومده تو اتاقم و بهم يه چيزي ميده
. هر چي فكر ميكنم چي داد يادم نميياد
. به بچهها كه گفتم گفتن كه حاجتت رو گرفتي
. چون جد اين همكارمون امام موسي كاظم هستش![]()
و چون بابالمراد هست حاجتت رو ميگيري
. بايد نشست و ديد
...
پ.ن۲: ديشب مراسم گلدن گلاب به طور مستقيم از شبكه جهاني طپش بخش شد
. عجب مراسمي بود اين مراسم
. حال كردم
. بخصوص وقتي كيت وينسلت برنده دو تا جايزه (نقش دوم زن و نقش اول زن) شد
و همچنين وقتي كه فيلم ميليونر زاغه نشين برنده بهترين فيلم سال شد
.
بعد از يك غيبت طولاني و استراحت بسيار دوباره برگشتم
. در حال حاضر هم خيلي كار سرم ريخته و بسيار بسيار گرفتارم
. اين چند روز هم حسابي خوش گذشت
. شب شام غريبان هم با دخمل دايي و پسر دايي و دو تا آبجي رفتيم سقاخونه سي متري و شمع روشن كرديم![]()
. الان هم فقط اومدم بگم كه من برگشتم
...
پ.ن: شيما جووونم
ميذاشتي ميگفتي بسمالله بعد دوباره وبت رو حذف ميكردي خواهر![]()
. كجا رفتي باز
؟ هاهاها
؟؟!!
پ.ن۱: در مورد پ.ن بالا بايد يه معذرتخواهي بكنم
. البته مقصر من نيستم![]()
. مقصر فرستنده (شيما جونم) هستش كه آدرس وبلاگش رو اشتباهي واسم نوشته
...